
اینکه گاهی دلم میگیرد
گاهی دستانم به زندگی نمیرود
گاهی یک حصار به دور خودم می کشم
و رویش مینویسم:
تا اطلاع ثانوی
خستـــــــــــــــــ..ــــــــه ام
دلیل نمیشود که تو
آمدنت را به تعویق بی اندازی
دلیل نمی شود که به شانه ی دل شکسته ها نزنم و نگویم :
عزیز جان...
خدا هست... خدا هست... خدا هست
اصلا همه این حال های لعنتی لاعلاج
چاشنی زندگی است
وهیچ دلیل نمیشود
من باز به خود نیایم
چای دارچین نگذارم
باز هم برای تو ننویسم
و میان یک دنیا اشک
با چشمانی تار
روی کاغذ خیس حک نکنم:
چقــــــــــدر جای شانه هایت کنارم خالیست.
نوشته هایم را می خوانی و می گویی چ زیباست ...!!! ......................................................
راستـــــی مگر درد های آدم ها زیبا هستنــــد؟؟؟!!!.......................................
*** دلنوشتــــــه های شکـــــرانه ***



